این روزها سرمای شدید و مداوم حواس را از همه چیزهای دیگر به خود معطوف کرده است اما در این یادداشت خواسته ام این نکته ای را یادآوری کنم که سوز تورم اذیت کننده تر از سوز سرماست.این یادداشت امروز (86/10/26)در روزنامه اعتمادملی منتشر شده است.
چند شب پيش براي خريد از منزل خارج شدم، وقتي كه برگشتم خيلي سردم شده و از صورتم پیدا بود، و از این رو در خانه مطرح شد که، مردمِ بدون گاز و كمبضاعت با اين سوز سرما چه ميكنند؟ گفتم كه شما فقط سوز سرما را ميبينيد، سوزي كه دير يا زود تمام شدني است، ضمن اينكه همه مردم را دربرنميگيرد، اما در بيرون از خانه سوز ديگري است كه وحشتناكتر از سوز سرماست،و بخش اعظم مردم را تحت تأثير خود قرار ميدهد، گذرا و محدود به چند روز نيست، هرچه ميگذرد سوز آن بيشتر ميشود، و وسايل مردم براي حفاظت خود از اثرات زيانبار آن ناكارآمدتر و كمتر ميگردد.....
منبع:سايت عباس عبدي
ادامه مطلب...
اثر بخشی انتخابات در مسیر دموکراسی (آقای محسن-ج)
به نظر من قبل از اینکه در مورد حواشی انتخابات نظیر نوع کمک های مالی صحبت شود باید در مورد اثر بخشی آن در روند دموکراتیزاسیون آن بحث گردد.اینکه لزوما برگزاری انتخابات سیری به سمت دموکراسی است یا خیر جای بحث فراوان دارد و در مورد آن به کرات صحبت شده و این جانب نیز قصد شکافت آن را در این مقال ندارم.بحث عمیقی که مطرح است و تقریبا تمامی مشکلات عدیده ای که در سطح تمامی مسایل اقتصادی سیاسی فرهنگی و ... وجود دارد نیز از آن سر منشا می گیرد مانیفست نظام جمهوری اسلامی و برداشت های متعدد و گاه مخالف از آن است.نزدیک به سه دهه از انقلاب اسلامی گذشته است ولی متاسفانه به دلایل متعدد داخلی و خارجی فرصت اینکه به درستی به این مانیفست پرداخته و تعریفی یکسان از آن ارائه شود وجود نداشته است. درگیریهای مسلحانه و سیاسی در اوایل انقلاب و سپس جنگ تحمیلی و بعد از آن دوران سازندگی این فرصت را از نظام گرفت که رویکردی به درون داشته و قادر به ایجاد یک تعادل در میان اجزای خود باشد.
منبع:سایت عباس عبدی
ادامه مطلب...
آنهائي كه از مراودات سياسي و بدهبستانهاي ديپلماتيك خبر دارند ، خوب مي دانند كه همه رويدادهاي رخ داده در عرصه روابط بينالملل حاصل رايزنيهاي مختلف و پشت پرده است . ازيك ديدار بسيار ساده گرفته تا حضور در اجلاسهاي بينالمللي. با شنيدن خبر اهداي پيراهن مارادونا به رئيس جمهوري اسلامي ايران ، بلافاصله همه رايزني هاي صورت گرفته براي انجام اين كار مهم از ذهنم گذشت . به يقين اين اتفاق حاصل دست رنج و تلاش چند ماهه نمايندگيهاي سياسي و فرهنگي ايران در آرژانتين بوده است . اما حيف كه تنها صفت « ابلهانه » را ميتوانيم براي اين كار بچسبانيم . سوابق و مفاسد متعدد مارادونا بر همه عيان است و آيا تنها چهره آمريكا ستيزي و دوستي او با كاسترو مي تواند اين سوابق را پاك كند ؟
منبع:سایت منبرنت
ادامه مطلب...
ابتکارات یک نواندیش
هفته نامه شهروند، سال دوم، شماره 31، 9 دی 1386
1. مهندس مهدي بازرگان (73-1286)يکي از متفکران و سياستمدران موثر سده اخير ايران است. بازرگان در زمره يکي از نافذترين نوانديشان ديني ايران و يکي از قرآن پژوهان بين المللي قابل ذکر است. به مناسبت انتشار ويرايش جديد کتاب «سير تحول قرآن» که تحت عنوان «مجموعه آثار 12 و 13» در سال جاري منتشر شد به اختصار به دستاوردهاي تازه اين کتاب، ابتکارات بازرگان در حوزه قرآن پژوهي، مقايسه اين کتاب با کتب تاريخ قرآن،کاستي هاي کتاب و بالاخره به ارائه يک پيشنهاد خواهم پرداخت.
2. کتاب بازرگان بطور مشخص در مقام تبيين سه آيه قرآن است: اول، «أََفَلا يتَدَبّرُونَ القُرآنَ وَ لَو کان مِن عِندِ غَيرِِاللهِ لَوَجَدُوا فيهِ اختِلافَاً کَثيراً» (سوره نساء، آيه 82) آيا در قرآن تدبر نمي کنند؟ اگر از جانب غير خداوند بود حتما در آن اختلاف فراواني مي يافتند. دوم، «وَ قُرآنَاً فَرَقنَاهُ لِتَقرَأَهُ عَلَي النّاسِ عَلَي مُکثٍ وَ نَزَّلنَاهُ تَنزِيلاً» (سوره اسراء، آيه 106)و قرآن را جُدا جُدا فرستاديم تا آنرا بر مردم با درنگ بخواني، و آنرا فرو فرستاديم فرو فرستادني. سوم، «الر کِتَابٌ أُحکِمَت آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَت مِن لَدُن حَکِيمٍ خَبِيرٍ» (سوره هود، آيه 1)اين کتابي است که آيات آن از سوي خردمندي حکيم استوار گشته، آنگاه به تفصيل بيان شده است.
منبع:سایت دکترکدیور
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
|
به گمان عده بسياري اگر اين دو فيلسوف تنها به بيان ديدگاههاي فلسفي خويش ميپرداختند شايد بر اعتبارشان افزوده ميشد و عدهاي ديگر نيز بر اين عقيدهاند كه فيلسوف در قبال رويدادهاي پيرامونش موظف به موضعگيري است. در بررسي عملكرد اين دو فيلسوف ارزشمند تاريخ فلسفه غرب بايد به اين نكته توجه داشتهباشيم كه شخصيت فلسفي و شخصيت سياسي آنان را از يكديگر جدا سازيم و خدمات فلسفي آنان را به دليل خطاهاي سياسيشان ناديده نپنداريم. در ادامه سعي شده است تا در حد امكان با ديدي بيطرفانه به نقش و موضعگيريهاي سياسي اين دو فيلسوف اگزيستانسياليست پرداخته شود. |
منبع:روزنامه اعتمادملی
دنباله بحث درادامه مطلب
ادامه مطلب...
|
حسين فراستخواه |
منبع:روزنامه اعتماد
دنباله بحث درادامه مطلب
ادامه مطلب...
سالها پيش وقتي در دروس فلسفة اخلاق، نظريه اعتدال ارسطويي را شرح ميكردم، و از رذيلت افراط و تفريط، و فضيلت "حد وسط" سخن ميگفتم، درهمان سالها مثنوي مولوي را نيز به جّد در مطالعه گرفتم و به لباب معارف آن عاشق عارف دل سپردم.
از دفتر اول آغاز كردم، دستان كنيزك را در دستان پادشاه نهادم و با بازرگان روانه هندوستان شدم. در راه، نغمهها و نالههاي عاشقانه طوطي بازرگان را به ياد ميآوردم كه....
ادامه مطلب...
|
هويت ،سنت، مدرنيته یوسفعلی میر شکاک |
|
رهاوردهای مدرنیته خواه صوری باشند خواه معنوی، گریزناپذیرند. معنای دیگر این سخن آن است كه مدرنیته در هر صورت خود را تحمیل میكند و مبارزه با آن حتی اگر ممكن باشد به شكست میانجامد. |
منبع:سوره
ادامه بحث درادامه مطلب
ادامه مطلب...
|
انديشة نجاتبخش در دين، ادبيات و عرفان
|
|
مژده اي دل كه مسيحانفسي ميآيد |
منبع:سوره مهر
ادامه بحث درادامه مطلب
ادامه مطلب...
| مشق مرگ سقراط | |
| احمد شهدادی ۱۳۸۶/۰۹/۰۱ | |
|
| |
هیچ چیزش در زندگی برازندهتر از ترک زندگی نبود.
|
منبع:سایت فیروزه
دنباله بحث درادامه مطلب
ادامه مطلب...
| مرگ و نمود فرهنگی آن در سینما | |
| استیون گرزسکویاک؛ ترجمهی یحیی نطنزی ۱۳۸۶/۰۹/۰۵ | |
|
| |
مرگ در سینمای هالیوود توأمان به دو صورت تراژیک و عملی شجاعانه به تصویر کشیده شده است. نگرشی که به ویژه در «دوران طلایی» هالیوود نمود بارزی دارد. با مثالهایی همچون شخصیت بت دیویس در پیروزی تاریک (1939)، الیویا دوهاویلند در بر باد رفته (1939)، رونالد ریگان در Knute Rockne, All American (1940) و گری کوپر در غرور یانکیها (1942). مفهوم مرگ در این فیلمها چه در اصل داستان تنیده باشد و چه در داستانهای فرعی بسط یافته باشد کارکردی رمانتیک یافته و در قالب فرهنگ غالب آمریکایی بازتعریف شده است؛ فرهنگی که تنها از منظر مردان اروپایی – آمریکایی دگرجنسگرای پروتستان قابل شناسایی است! البته نباید از یاد برد که غالب کاتولیکها و یهودیان هالیوودی به رغم تعداد افزونشان تمایل دارند به جای بازتاب اندیشههای دینی خود در فیلمهایشان، منعکسکنندهی هنجار دینی موجود در فرهنگ آمریکا باشند؛ هنجاری که بیشک متأثر از اندیشههای پروتستانی است. |
منبع:سایت فیروزه
ادامه بحث درادامه مطلب
ادامه مطلب...
|
ادبیات بهمثابه تاریخ |
|
فتحالله بىنیاز ۱۳۸۶/۰۸/۱۸ |
|
تاریخ از نگاه ادبیات مدرن و ادبیات از دیدگاه تاریخگرایى مدرن |
|
پیشدرآمد:
یکى از گرایشهاى ادبى [و فرهنگى] دهههاى اخیر جهان تمرکز روى موقعیت تاریخى است. در این رویکرد، نگاه تاریخى نه به عنوان پسزمینه متن که جزو لاینفک آن تلقى مىشود. در ایران متأسفانه تا امروز کار چندانى به لحاظ نظرى روى این مقوله نشده است، فقط در ترجمه یکى از کتابهاى راجر وبستر موسوم به «درآمدى بر پژوهش نظریه ادبى» مختصرى درباره آن دیده مىشود و نیز مقالهاى از آقاى دکتر حسین پاینده در نامه فرهنگستان شماره 3/7 تحت عنوان «تاریخ به منزله داستان» چاپ شده است که ضمن توضیح این رویکرد، آن را به شکل کاربردى به خواننده آموزش داده است. منبع:سایت فیروزه
دنباله بحث درادامه مطلب |
ادامه مطلب...
|
نحوه ورود و شكل گيري گروه هاي شيطان پرستي در ايران/1 شيطانگرايي يكي از جريانهاي فاسد فكري غرب است خبرگزاري فارس: يكي از جريانهاي فاسد فكري و فرهنگي كه ابتدا مرزهاي اخلاقيات را در كشورهاي اروپايي و آمريكايي در هم شكسته و سپس به سرزمينهاي شرقي رسيد شيطانپرستي يا شيطانگرايي است. |
![]() | |
دنباله بحث درادامه مطلب
ادامه مطلب...
| از فلسفه چه مي توان آموخت ؟ |
|
معرفتي که آدميان در زندگي روزانه بدان راه يافته اند اغلب از نوع عملي است . قسمت مهمي از اين معرفت مبتني است بر مسموعات و حکم و امثال يا تعاليم گذشته و قسمت مهم ديگر از تجربه و انفعالات و اميال و آمال فرد رنگ گرفته است . اين قسم معرفت معمولا براي حاجات روزانه و براي بحث در مسائل متداول بسنده است . ليکن وقتي رشته عادي زندگي را چيزي غيرمتعارف يا معماگونه ، بگسلد عدم کفايت اين معرفت عملي آشکار مي گردد. |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:روزنامه مردم سالاری
ادامه مطلب...
|
رمان تاريخي در ادبيات فارسي كنوني
|
|
پيچيدگي رُمان دوم، كه ما را به سپيدهدم تاريخ ايران يعني دوران پادشاهي سياگزارس رهنمون ميشود، كمتر است. وانگهي نطفة اين رُمان با راه و روشهاي ديگري بسته شده است. ابتدا، در آن گفته ميشود كه هووخشتره چگونه با آشوربانيپال براي رهايي سرزمين ماد از قيمومت آشور به جنگ برخاست. چگونه، در آغاز، پيروزيهايش با هجوم سكاها و لزوم پيكار با آن قوم تباه شد. وي بعداً، با تغيير سياست، رؤساي سكاها را به اكباتان دعوت ميكند با اين انديشه كه آنان را تحت تأثير عظمت پايتخت خود و شكوه و جلال دربارش قرار دهد. ليكن آن چادرنشينان وحشي از اقامت خود براي كار اكتشافي در اردوي دشمن بهره ميجويند. آنان حتي توطئهاي ميچينند، كه يكي از خودشان آن را خنثي ميكند. و اين به سياگزارس امكان ميدهد كه با كشتن اين فرماندهان در يك مجلس ضيافت، به خطر هجوم سكاها پايان بخشد. |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:سوره مهر
ادامه مطلب...
|
درد عشق زليخا
|
|
|
بررسي روايتهاي «يوسف و زليخا» در سه اثر يوسف و زليخاي منسوب به فردوسي، جامي و خاوري شيرازي (با محوريت منظومه جامي) |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:سوره مهر
ادامه مطلب...
|
چشم انداز ادبيات داستاني پس از انقلاب
|
|
|
الف. پيشينة كار |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:سوره مهر
ادامه مطلب...
وحدت يا کثرت

به كوشش: بيژن عبدالكريمي
ناشر: يادآوران
اين كتاب مجموعه مقالاتي در باب نقد و بررسي افسونزدگي جديد (هويّت چهلتكه و تفكر سيّار) است. مقالات اين كتاب از بافت نسبتاً واحد و همگوني برخوردار است و همه آنها، و نيز گفتگو با دكتر شايگان در انتهاي كتاب، حول محور بحث از مونيسم يا پلوراليسم دور ميزند.
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:اطلاعات حکمت ومعرفت
ادامه مطلب...
|
| |
| حميد آذري | |
بي شک «خط و زبان فارسي» يکي از نمادهاي پررنگ فرهنگ و تمدن اين سرزمين است. ايران و ايراني نشانه هايي دارند که همانا يکي از مهم ترين آنها زبان و ادبيات فارسي است و بدون آن، هيچ يک، چه ايران و چه ايراني، نه به درستي شناخته شده و نه اصيل و واقعي باقي خواهند ماند. هرچند اين مهم را بسياري از ما ايرانيان و فارسي زبانان به خوبي مي دانيم، ولي در برابر آنچه سال ها است بر سر اين ميراث ارزشمند فرهنگي مي رود ساکت نشسته و هيچ نمي کنيم. خط، زبان و ادبيات فارسي مدت ها است که مورد هجوم ستم ها و نامهرباني هاي بسياري قرار گرفته و در اين چند ساله اخير نيز با فروريختن مرزهاي دانش و اطلاعات و نفوذ دنياي الکترونيک در زندگي مردم، اين روند، سرعت و گسترش بيشتري يافته است.دنباله بحث درادامه مطلب
مبع:روزنامه شرق |
ادامه مطلب...
كندوكاوي در رابطه انسانشناسي
زندگي به مثابه روح بشريت
ديويد امانوئل سينگ / ترجمه: مرضيه سليماني

در فرآيند طرح و ترسيم خطوط اصلي تفكر مسيحي و ارتباط آن با اسلام، بر دو نكته تصريح شده است: اول آنكه اهداف قرآن و كتاب مقدس از زاويه و رهيافتي مشترك موردتوجه قرار گرفته و ديگر اينكه به برخي امور توجه شده كه بهگونهاي متمايز، فقط مسيحي يا تنها اسلامياند. اين دونكته را بر هر كدام از مباحث تطبيقي اسلام و مسيحيت ميتوان تعميم داد. بهعنوان مثال اگرچه مفهوم خدا – بهعنوان امري متعال- و انسان – بهعنوان بنده يا پرستشگر او- در مسيحيت و اسلام و حداقل در ظاهر امر به هم گراييدهاند، مفهوم خدا - انسان در مسيحيت و رابطه خدا و انسان در اسلام بهگونهاي مجزا و متمايز، مختص انديشههاي كلامي همان دين است.
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:اطلاعات حكمت ومعرفت
ادامه مطلب...
نگاهي به احياي متون کهن فارسي توسط نيکلسون
طلب معرفت الهي
حسن لاهوتي

يونسكو، سال 2007 ميلادي را، كه از دهم دي ماه سال 1385 خورشيدي شروع شده، به نام مبارك مولانا جلالالدين محمد بلخي خوانده، تا در اين سال كه مصادف با هشتصدمين سال تولد اوست در سراسر دنيا سمينارها و كنفرانسهاي گوناگون برگزار شود و بر منابر ذكر جميل اين نادره عالم ادب و عرفان رود. اين تصميم كه همه جا نيز با استقبال بسيار رو به رو شده است، نشان ميدهد كه مولاناي ما امروز مقامي جهاني يافته و انديشههاي الهي و انساني او در اكناف عالم خريداران بسيار دارد. در حالي كه غزليات اين عارف واله بيانگر حالات روحاني و شور و شيدايي زايدالوصف او از وصل و هجران يار است، مثنوي معنوي او است كه در همه عالم غوغا به پا كرده است. از سر و صداي برخي آمريكاييهايي كه امروز با انتشار سخنان بي سر و ته خود و با استفاده از نام بلند «رومي» به نان و نوايي رسيدهاند درگذريم.
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:اطاعات حکمت ومعرفت
ادامه مطلب...
کندوکاوي در الهيات پسامدرن
آفاق آشکار متافيزيک
مرالد وستفال / ترجمه: فرهاد عمورضايي

اصطلاح «پسامدرنيسم» از روي تسامح براي معرفي طيف وسيعي از پديدارهاي فرهنگي از معماري، ادبيات و نظريه ادبي گرفته تا فلسفه، استفاده شده است. در پس پسامدرنيسم فلسفي، ساختارگرايي فرانسوي سوسور، لوي استروس، لاكان و بارت قرار دارد. اما اين سنت نيز همانند اگزيستانسياليسم، داراي ريشههايي است كه به نقادي كييركگارد و نيچه از مدعيات نيرومند معرفتي و يقينآور موجود در آثار افلاطون، دكارت و هگل برميگردد. اگر جستجوي معرفت مطلق طلب معاني كاملاً واضح و حقايق مطلقاً يقيني است و فلسفه اين جستجو را به عنوان هدف اصلي خود در نظر ميگيرد، بنابراين پسامدرنيسم اعلاميه پايان فلسفه را جايگزين مرگ خداي نيچه ميكند.
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:اطلاعات حکمت ومعرفت
ادامه مطلب...
بازخواني تفسير هايدگراز«کفش هاي روستايي » ونگوگ
باورهاي ديوانه مطرود
مير شاپيرو / ترجمه:ناهيد فرح بخش

مارتين هايدگر در مقالهاش در باب «خاستگاه اثر هنري»، با هدف نشان دادن ماهيت هنر به مثابه مظهري از حقيقت، اثري از ون گوگ را تفسير ميكند. او ضمن تمايز نهادن بين سه گونه (نحوه) وجود به اين تصوير ميرسد: صنايع دستي كارآمد، اشياي طبيعي و آثار هنري.
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:اطلاعات حکمت ومعرفت
ادامه مطلب...
|
| |
| منيره پنج تني | |
به نظر سهروردي همه پيشوايان راه روحاني مثل افلاطون، هرمس، جاماسب، فيثاغورث و جز آن که همه حکيماني متاله بودند و به زبان رمز سخن مي گفتند سهروردي نيز مي گويد؛ «رمز را نتوان مطرود داشت و رد و جرح آن از خرد بيرون است که نخست فهم بايد کرد و سپس ايراد.»به همين مناسبت اينجا به رمزگشايي عقل سرخ يکي از داستان هاي تمثيلي شيخ اشراق مي پردازيم.خلاصه ماجرا؛شخصي از ديگري مي پرسد آيا مرغان زبان هم را مي دانند و ديگري پاسخ مي دهد بله، مي پرسد تو از کجا مي داني؟ و آن شخص که راوي داستان است جواب مي دهد وقتي آفريدگار خواست نهاد مرا به وجود آورد مرا در صورت بازي آفريد و در آن ولايتي که من بودم بازهاي ديگري هم بودند که با هم گفت و شنود مي کرديم تا اينکه بر اثر تقدير من اسير شدم و پس از آن ولايت که آشيان ما بود ما را به ولايتي ديگر بردند و بر من ده موکل نهادند تا روزي که اين موکلان از من غافل بودند به گوشه اي خزيدم و به سوي صحرا روي نهادم |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:روزنامه شرق
ادامه مطلب...
|
| |
| احمد بيگدلي | |
«شيخ گفت؛ خليفه منع کرده است از سماع کردن. درويش را عقده اي شد در اندرون و رنجور افتاد. طبيب حاذق را آورند، نبض او گرفت، اين علت ها و اسباب که خوانده بود، نديد. درويش وفات يافت؛ طبيب بشکافت گور او را و سينه او را، و عقده را بيرون آورد؛ همچون عقيق بود. آن را به وقت حاجت بفروخت، دست به دست رفت، به خليفه رسيد. خليفه آن را نگين انگشتري ساخت؛ مي داشت در انگشت. روزي در سماع فرو نگريست، جامه آلوده ديد از خون. چون نظر کرد هيچ جراحتي نديد؛ دست برد بر انگشتري. نگين را ديد گداخته. خصمان که فروخته بودند باز طلبيد تا به طبيب رسيد. طبيب احوال بازگفت؛ ره ره چو چکيده خون بيني جايي / پي بر که به چشم من برون آرد سر سماع را چه کند جسماني، سماع او خوردن است. آن خوردن او به نفس باشد، همه اکل شده باشد. يأکلون و يتمتعون کما تأکل الانعام.» (ص82 /مقالات شمس تبريزي/تصحيح و تعليق محمدعلي موحدي) |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:روزنامه شرق
ادامه مطلب...
|
قهرمانان رويين تن جهان
|
|
|
نوشته: زهرا علي ميرزايي |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:ادبیات داستانی
ادامه مطلب...
|
نويسنده زرنگ
|
|
|
سيماي واقعي يك قهرمان ادبي! |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:ادبیات داستانی
ادامه مطلب...
|
رمان تاريخي در ادبيات فارسي كنونی |
|
نوشته: ب. نيكيتين |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:ادبیات داستانی
ادامه مطلب...
|
ظرايف و طرايف نويسندگي
|
|
مناسبترين شرايط برای نوشتن |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:سوره مهر
ادامه مطلب...
|
صادق هدايت، آنگونه كه بود
|
|
|
«واي به حال مملكتي كه من بزرگترين نويسندهاش باشم!» |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:سوره مهر
ادامه مطلب...
|
بايدها و نبايدها درباره رمان
|
|
|
نوشته: پتي اپوستيوليدز |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:سوره مهر
ادامه مطلب...
|
| |
| بابک ذاکري | |
ريشه سلفي ها که امروزه به عنوان تروريست ها و خشن هاي عالم اسلام معروفند، به خوارج در ابتداي تاريخ اسلام بازمي گردد. هر چند نبايد پنداشت آن سلفي هايي که امروزه با خوارج مرتبطشان مي دانند با اسلافشان يکسان و اينهمانند.خوارج از ابتداي تاريخ اسلام و با شکل گيري جامعه اسلامي به وجود آمدند. اين گروه در مقابل «مرجعه» جزء اولين فرق انشعابي اسلام هستند که حتي پيش از شکل گيري تعارض هاي ميان «شيعه» و «سني»، يعني طرفداران امامت در مقابل طرفدارشان خلافت، شکل گرفته اند.مساله مهمي که سبب اختلاف و جدايي مرجعه و خوارج و بعدها ديگر فرق اسلامي شد معضل «مرتکب گناه کبيره» بود. خوارج بر اين راي بودند که «مرتکب گناه کبيره» از اسلام خارج است و «خالد في النار» است و بايد با او چونان کافران برخورد کرد. در مقابل «مرجعه» بر اين گمان بودند |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:روزنامه شرق
ادامه مطلب...
|
بنيادگرايان چه مي گويند | ||
|
| ||
| زاهد ويسي | ||
|
ادامه مطلب...
|
| |
| ملکوم برادبري مترجم : شهريار وقفي پور | |
اوج گرفتن داستان يهودي- امريکايي در سال هايي که دقيقاً پس از جنگ جهاني دوم بودند، بسط يافتن و برباليدن سنتي بود که به دهه 1890 و نويسندگاني چون آبراهام کاهن برمي گشت. اما اين شکوفايي خيره کننده موجود در آثار کساني چون سال بلو، برنارد مالامود، فيليپ راث، لايونل تريلينگ، ادگار لوئيس والنت، چائيم پوتوک، هربرت گولد، استنلي الکين، آرتور ميلر، جوزف هلر، اي. ال. دکتروف، گريس پالي، تيلي اولسن و سينتيا اوزيک نشانگر احياي خارق العاده و در واقع استيلاي جديد اين سنت در فرهنگ دوران پس از جنگ در امريکا است. اين تغيير به چندين دليل بود؛ نقش کاملاً کليدي يهوديان تحصيل کرده در نوعي فرهنگ فکري و سياسي جهان وطن؛ هوشياري تاريخي و جهان وطن فرهنگ يهوديان امريکايي در دوراني که بين الملل گرايي در حال رشد بود؛ دل مشغولي پايدار و جان دار داستان يهوديان با کشمکشي ميان مسووليت قومي و موفقيت صرفاً مادي- مضموني مرکزي در عصر رفاه و وفور که با خود ترديدي راديکال و ريشه اي در تحقق روياي مشهور امريکايي داشت که مبني بر کسب بي دردسر همه چيز بود؛ مشغوليت با موضوع قرباني شدن و بيگانگي اجتماعي؛ و بيش از هر چيز ديگر، رسالت و مسووليتي که نويسندگان يهودي امريکا به عنوان بازماندگان آدم سوزي هيتلري احساس مي کردند. از همين رو است |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:روزنامه شرق
ادامه مطلب...
|
| |
| فردريک کاپلستون مترجم : علي ثباتي | |
|
به عنوان نقطه شروع براي تاملاتم درباره نسبت ميان فلسفه و ايدئولوژي، مي خواهم به گزاره اي معروف از کتاب |
ادامه مطلب...
|
| |
| م- ع.سپانلو | |
|
ايليا ارنبورگ غرب گراترين نويسنده شوروي، در سال هاي حاکميت استالين رساله اي نوشته است با عنوان «کار نويسنده». همان طور که از اين عنوان برمي آيد قصد ارنبورگ آن بوده که اگر در محيط بسته کشورش مباني فرهنگ و ادبيات دولتي را تاييد مي کند براي معتقدان يا مجبوران نيز روزنه اي به ادبيات جهان بگشايد. |
ادامه مطلب...
|
| |
| منيره پنج تني | |
بنا بر يک تقسيم بندي کلي و رايج، نظامات فلسفي در اسلام چهار گونه يا چهار مسلک هستند. گروه اول يعني کساني که تنها از راه ظاهر پيروي مي کنند که آنها شامل دو گروه اند؛1- کساني که فقط به استدلال و تعقل در چارچوب شرع اکتفا مي کنند که حاصل آن علم کلام است. 2- کساني که براساس استدلال و تعقل محض پيش مي روند که حاصل آن حکمت مشاء است. گروه دوم پويندگان راه باطن هستند که آنها نيز شامل دو گروه اند؛ 1- کساني که براساس رياضت، مجاهده، تزکيه باطن و نفس پيش مي روند که حاصل آن عرفان است. 2- کساني که عقل و استدلال را با تزکيه باطن و تهذيب نفس همراه مي کنند و حاصل آن حکمت اشراق است. شيخ شهاب الدين يحيي بن حبش اميرک سهروردي که به شيخ اشراق معروف است موسس فلسفه اي است که در آن راه ظاهر و باطن را توام مي گرداند و آن را حکمت اشراق نام مي نهد. |
ادامه مطلب...
|
| |
| شمس الملوک مصطفوي* | |
1- حقيقت چه الثياي يوناني يعني آشکارگي وجود (کشف المحجوب،) باشد و چه امر ارسطويي مستقر در فهم آدمي يا مطابقت توماسي يا يقين دکارتي يا ايده هگلي يا سودانگاري پراگماتيستي يا حتي منظرنگري نيچه اي نفي حقيقت؛ از خلال همه اينها، يک اصل مهم پديدار مي شود و آن اينکه جست وجو و پرسش از «هستي » و «چيستي» امور از عناصر مقومه ذات آدمي است و نيز دال بر عقلانيتي که در طول قرون و اعصار در زبان و کلام تجلي کرده است. (لوگوس) «خود را بشناس» سقراطي و حيرت ارسطويي و... از اين درونمايه شگفت انگيز نشات مي گيرند و همين جاست که بايد سرچشمه تفلسف را جست و يافت و اقرار کرد که بشر ناگزير از تفلسف است، چنين نيست که بتوان وقتي و زماني و مکاني خاص براي اين مهم تعيين کرد. حتي در قديم ترين اسطوره موجود يعني گيلگمش نيز نشان آن (عقلانيت) به صورتي شگفت انگيز نمودار است. 2- فلسفه هيچ گاه ضرورتاً با آموزش هاي دانشگاهي يکي نبوده است و فيلسوف نيز با معلم فلسفه. فيلسوف مي تواند معلم فلسفه باشد و معلم فلسفه فيلسوف. (و شايد بهترين معلم،)... |
دنباله بحث درادامه مطلب
ادامه مطلب...
| به مناسبت 8 مرداد، روز بزرگداشت شيخ شهاب الدين سهروردي | |
|
| |
|
| |
| رحمت الله بيگدلي* | |
|
«شيخ شهاب الدين يحيي بن حبش بن اميرک سهروردي» معروف به شيخ اشراق و شيخ مقتول به اتهام کفر و انکار خاتميت و ابراز مطالبي برخلاف اصول دين و به فتواي فقهاي شهر حلب و به دستور«صلاح الدين ايوبي» که تازه سوريه را از دست «صليبيان» بيرون آورده بود و براي حفظ اعتبار خود به تاييد علماي دين احتياج داشت، به قتل رسيد. به اين ترتيب که «صلاح الدين ايوبي»، «ملک ظاهر» را تحت فشار قرار داد و «ملک ظاهر» با اينکه مجذوب حکيم جوان بود، به رغم ميل باطني، براي حفظ قدرت خويش، «سهروردي» را در سال 578 به زندان افکند که در همان جا در سن 38 سالگي از دنيا رفت، |
ادامه مطلب...
|
| |
| م- ع. سپانلو | |
|
نويسندگان جوان ما که براي تقويت پشتوانه نثر فارسي خويش به متن هاي کهن رجوع مي کنند لازم است کتاب «بدايع الوقايع» اثر زين الدين محمود واصفي را از قلم نيندازند؛ اثري بي همتا به ويژه از نظرگاه نثري عاميانه ولي محکم و اغلب بي تکلف، محصول قريحه نويسنده اي که به جزئيات حوادث و روانشناسي آدم ها به طور غريزي حساس است. واصفي در هرات عهد تيموريان زندگي مي کرده است، شهري سرشار از هنر و زيبايي که در پرتو سياست فرزندان تيمور سال هاي متوالي در امن و آسايش زيسته است؛ شهري که به گزارش هاي کتاب اجتماعات آن از مجالس علما تا انجمن هاي هنرمندان و محله هاي خاص عيش و نوش و توصيف معرکه گيران و کشتي گيران و قلندران تصويري... |
ادامه مطلب...
|
| |
| رناتوس مترجم : علي ثباتي | |
اين که ما بخش عظيمي از زمان خود را به شکلي اغراق آميز و توجيه ناپذير صرف انديشيدن به آينده مي کنيم واقعيتي است کنجکاوکننده. آينده دور يا انتزاعي (من مي خواهم روزي روزگاري به استراليا سفر کنم) يا آينده نزديک (مي خواهم اين قبض تلفن را که مدت هاست روي ميزم افتاده پرداخت کنم) يا نوعي ديگر از آينده، يعني آينده بلافصل (مي روم از يخچال يک نوشيدني بردارم) در آن لحظات نادري که ما به زمان حال مي انديشيم به خاطر پيش پاافتادگي باشکوهش حيرت زده مي شويم، البته در اينجا منظور زمان حال در شکل بي چفت و بست آن نيست که از دو دقيقه پيش تا پنج دقيقه ديگر را دربر مي گيرد بلکه زمان حال به معناي دقيق آن مدنظر است، زمان حال به معناي «اکنون»، در زمان حالي از جنس «اکنون» هيچ اتفاقي رخ نمي دهد. لحظه کنوني صرفاً وجود دارد. توالي اين لحظات «اکنوني» به خودي خود چيزي جز پوچي تجسم يافته نيست. زمان حال صرفاً امري يگانه است که چونان عدم هايي که درست مانند يکديگرند وجود دارد. خاستگاه پيچيدگي زندگي شايد برآمده از همين امر باشد که «زندگي پيش پاافتاده است»....دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:روزنامه شرق |
ادامه مطلب...
| آيا «هستي» صرفاً يک واژه است و معناي مغشوشي دارد يا آنکه تقدير معنوي غرب است | |
|
| |
|
| |
| مارتين هايدگر مترجم : عليرضا نجمي | |
|
دعوا بر سر فاشيست بودن يا نبودن مارتين هايدگر، بخش عظيمي از تاريخ فلسفه نيمه دوم قرن بيستم را به خود اختصاص داد. همدلان هايدگر استدلال مي کردند که اولاً او هيچ گاه رسماً حزب ناسيونال سوسياليست هيتلري را به رسميت نشناخته است و ثانياً حتي اگر اين کار را کرده باشد، صرفاً مرتکب يک اشتباه سياسي شده است و هرگز نبايد با تکيه بر يک اشتباه بر نبوغ فلسفي کسي خط بطلان کشيد که بخش عظيمي از بار فلسفه را در قرن بيستم به دوش مي کشيده است. مخالفان هايدگر اما با هر دو استدلال مخالفت کردند.آنها نه تنها اسناد و مدارک دانشگاه هاي آلمان را براي جست وجوي اسناد همکاري هايدگر با نازي ها زيرورو کردند، کتاب هاي فلسفه را پر کردند از نسبتي که ميان نظر و عمل وجود دارد تا نشان دهند سير هايدگر از تاليف «هستي و زمان» تا عضويت.... |
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:روزنامه شرق
ادامه مطلب...
افكار صوفيانه به چه درد ما ميخورد؟
پس از پيداشدن فلسفهي اصالت عمل (1) كه ويليام جيمز (2) بيان كننده و پايهگذار آن بود، تقريباً در بيشتر اذهان اين انديشه رسوخ يافت كه در هر تحقيق و بررسي، خواه علمي و ديني يا فلسفي و عقيدتي، گذشته از جنبهي حقيقتجويي، و بيشتر از آن، بايد به جنبهي فايدهي عملي آن نيز توجه شود؛ زيرا بحث در مسائلي كه به هيچ وجه در زندگاني مردم تأثيري ندارد، كاري غلط است و با آن راه به جايي نميتوان برد. من اينجا به صحت و سقم اين فلسفه كاري ندارم. ولي البته انكار نميتوان كرد كه نكات مثبت فراوان دارد و از همان ابتدا اذهان و افكار هوشمندان را جلب كرده است.
ما نيز كه اين همه از تصوف دم ميزنيم و آن را يكي از نشانههاي نبوغ و عظمت فكر ايرانيان به شمار ميآوريم، ....
دنباله بحث درادامه مطلب
منبع:سایت کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه وحکمت
ادامه مطلب...
وجود ذهني
فلاسفه مسلمان وجود را بر دو دسته تقسيم كرده اند: وجود عيني (يا خارجي) وجود ذهني (يا نفساني).
وجود ذهني، وجود موضوعات در ذهن است هنگاميكه تصور شود و يا در گزاره ها موضوع براي محمولات قرار گيرد. اين موضوعات، يا موجودات ذهني، ممكن است مطابق و مصداقي در خارج داشته و يا حتي نداشته باشند.
مثلاً ما گاهي خود «عدم» را موضوع قرار داده و براي آن احكامي در ذهن و در گزاره ها مي آوريم كه صحت دارند ولي عينيت خارجي ندارند. ....
دنباله بحث درادامه مطلب
ادامه مطلب...
|
| |
|
| |
| |
|
| |
|
محققان عرفان شناس ايراني معمولاً معتقدند عرفان ايراني که خصلت هاي انضمامي بسياري دارد از جمله در شاخه خراسانش با مولانا به اوج رسيد و به نوعي در شعر حافظ به تکامل هنري خود دست يافت و آن را از عرفان ايده آليستي ابن عربي جدا مي کنند و معتقدند ابن عربي گرايي باعث شد تفکر عرفاني ايران به بيراهه برود. مصطفي ملکيان در مطلبي که به تازگي روي سايت........ آمده، در پاسخ به اين سوال که آيا با اين محققان هم عقيده است چنين پاسخ داده؛..... دنباله بحث درادامه مطلب |
ادامه مطلب...
عوامل مهم موفقيت در خرده فروشي اتحاديه ي ملي خرده فروشان،عوامل متعددي رابراي موفقيت عمليات خرده فروشي برشمرده است:
1-تسهيلات پاكينگ
2-مردم شناسي جمعيت محلي
3-جذابيت ويترين مغازها وتركيب ساختماها
4-نزديكي به محل رفت وآمد اهالي
5-حجم ترافيك
6-امنيت محل
7-گستردگي(تنوع) محصولات
8-ادب،نزاكت واطلاعات فروشنده ها
9-فضاي كافي براي انبار
۱۰-وجود انبارها ودردسترس بودن كالاهاي برگشتي

۱. هنر اسلامی تنها در مواد و مصالح خلاصه نمیشود. اسلام نیز همچون دیگر ادیان در طول تاریخ نیازمند فرصتی بود تا نابترین هنر قدسی خود را متجلی کند، گرچه این تجلی در قالبهایی بیگانه باشد؛ زیرا این قالبها عارضی هستند و به ذات و ماهیت هنر مورد بحث آسیبی نمیزنند. منشأ هنر اسلامی، جهانبینی اسلامی و وحی است که در مواد و مصالح اثر هنری توسط یک جامعه دینی شکل میگیرد.





بي شک «خط و زبان فارسي» يکي از نمادهاي پررنگ فرهنگ و تمدن اين سرزمين است. ايران و ايراني نشانه هايي دارند که همانا يکي از مهم ترين آنها زبان و ادبيات فارسي است و بدون آن، هيچ يک، چه ايران و چه ايراني، نه به درستي شناخته شده و نه اصيل و واقعي باقي خواهند ماند. هرچند اين مهم را بسياري از ما ايرانيان و فارسي زبانان به خوبي مي دانيم، ولي در برابر آنچه سال ها است بر سر اين ميراث ارزشمند فرهنگي مي رود ساکت نشسته و هيچ نمي کنيم. خط، زبان و ادبيات فارسي مدت ها است که مورد هجوم ستم ها و نامهرباني هاي بسياري قرار گرفته و در اين چند ساله اخير نيز با فروريختن مرزهاي دانش و اطلاعات و نفوذ دنياي الکترونيک در زندگي مردم، اين روند، سرعت و گسترش بيشتري يافته است.
به نظر سهروردي همه پيشوايان راه روحاني مثل افلاطون، هرمس، جاماسب، فيثاغورث و جز آن که همه حکيماني متاله بودند و به زبان رمز سخن مي گفتند سهروردي نيز مي گويد؛ «رمز را نتوان مطرود داشت و رد و جرح آن از خرد بيرون است که نخست فهم بايد کرد و سپس ايراد.»به همين مناسبت اينجا به رمزگشايي عقل سرخ يکي از داستان هاي تمثيلي شيخ اشراق مي پردازيم.
«شيخ گفت؛ خليفه منع کرده است از سماع کردن. درويش را عقده اي شد در اندرون و رنجور افتاد. طبيب حاذق را آورند، نبض او گرفت، اين علت ها و اسباب که خوانده بود، نديد. درويش وفات يافت؛ طبيب بشکافت گور او را و سينه او را، و عقده را بيرون آورد؛ همچون عقيق بود. آن را به وقت حاجت بفروخت، دست به دست رفت، به خليفه رسيد. خليفه آن را نگين انگشتري ساخت؛ مي داشت در انگشت. روزي در سماع فرو نگريست، جامه آلوده ديد از خون. چون نظر کرد هيچ جراحتي نديد؛ دست برد بر انگشتري. نگين را ديد گداخته. خصمان که فروخته بودند باز طلبيد تا به طبيب رسيد. طبيب احوال بازگفت؛ ره ره چو چکيده خون بيني جايي / پي بر که به چشم من برون آرد سر 



ريشه سلفي ها که امروزه به عنوان تروريست ها و خشن هاي عالم اسلام معروفند، به خوارج در ابتداي تاريخ اسلام بازمي گردد. هر چند نبايد پنداشت آن سلفي هايي که امروزه با خوارج مرتبطشان مي دانند با اسلافشان يکسان و اينهمانند.خوارج از ابتداي تاريخ اسلام و با شکل گيري جامعه اسلامي به وجود آمدند. اين گروه در مقابل «مرجعه» جزء اولين فرق انشعابي اسلام هستند که حتي پيش از شکل گيري تعارض هاي ميان «شيعه» و «سني»، يعني طرفداران امامت در مقابل طرفدارشان خلافت، شکل گرفته اند.
اوج گرفتن داستان يهودي- امريکايي در سال هايي که دقيقاً پس از جنگ جهاني دوم بودند، بسط يافتن و برباليدن سنتي بود که به دهه 1890 و نويسندگاني چون آبراهام کاهن برمي گشت. اما اين شکوفايي خيره کننده موجود در آثار کساني چون سال بلو، برنارد مالامود، فيليپ راث، لايونل تريلينگ، ادگار لوئيس والنت، چائيم پوتوک، هربرت گولد، استنلي الکين، آرتور ميلر، جوزف هلر، اي. ال. دکتروف، گريس پالي، تيلي اولسن و سينتيا اوزيک نشانگر احياي خارق العاده و در واقع استيلاي جديد اين سنت در فرهنگ دوران پس از جنگ در امريکا است. اين تغيير به چندين دليل بود؛ نقش کاملاً کليدي يهوديان تحصيل کرده در نوعي فرهنگ فکري و سياسي جهان وطن؛ هوشياري تاريخي و جهان وطن فرهنگ يهوديان امريکايي در دوراني که بين الملل گرايي در حال رشد بود؛ دل مشغولي پايدار و جان دار داستان يهوديان با کشمکشي ميان مسووليت قومي و موفقيت صرفاً مادي- مضموني مرکزي در عصر رفاه و وفور که با خود ترديدي راديکال و ريشه اي در تحقق روياي مشهور امريکايي داشت که مبني بر کسب بي دردسر همه چيز بود؛ مشغوليت با موضوع قرباني شدن و بيگانگي اجتماعي؛ و بيش از هر چيز ديگر، رسالت و مسووليتي که نويسندگان يهودي امريکا به عنوان بازماندگان آدم سوزي هيتلري احساس مي کردند. از همين رو است

بنا بر يک تقسيم بندي کلي و رايج، نظامات فلسفي در اسلام چهار گونه يا چهار مسلک هستند. گروه اول يعني کساني که تنها از راه ظاهر پيروي مي کنند که آنها شامل دو گروه اند؛
1- حقيقت چه الثياي يوناني يعني آشکارگي وجود (کشف المحجوب،) باشد و چه امر ارسطويي مستقر در فهم آدمي يا مطابقت توماسي يا يقين دکارتي يا ايده هگلي يا سودانگاري پراگماتيستي يا حتي منظرنگري نيچه اي نفي حقيقت؛ از خلال همه اينها، يک اصل مهم پديدار مي شود و آن اينکه جست وجو و پرسش از «هستي » و «چيستي» امور از عناصر مقومه ذات آدمي است و نيز دال بر عقلانيتي که در طول قرون و اعصار در زبان و کلام تجلي کرده است. (لوگوس) «خود را بشناس» سقراطي و حيرت ارسطويي و... از اين درونمايه شگفت انگيز نشات مي گيرند و همين جاست که بايد سرچشمه تفلسف را جست و يافت و اقرار کرد که بشر ناگزير از تفلسف است، چنين نيست که بتوان وقتي و زماني و مکاني خاص براي اين مهم تعيين کرد. حتي در قديم ترين اسطوره موجود يعني گيلگمش نيز نشان آن (عقلانيت) به صورتي شگفت انگيز نمودار است. 
اين که ما بخش عظيمي از زمان خود را به شکلي اغراق آميز و توجيه ناپذير صرف انديشيدن به آينده مي کنيم واقعيتي است کنجکاوکننده. آينده دور يا انتزاعي (من مي خواهم روزي روزگاري به استراليا سفر کنم) يا آينده نزديک (مي خواهم اين قبض تلفن را که مدت هاست روي ميزم افتاده پرداخت کنم) يا نوعي ديگر از آينده، يعني آينده بلافصل (مي روم از يخچال يک نوشيدني بردارم) در آن لحظات نادري که ما به زمان حال مي انديشيم به خاطر پيش پاافتادگي باشکوهش حيرت زده مي شويم، البته در اينجا منظور زمان حال در شکل بي چفت و بست آن نيست که از دو دقيقه پيش تا پنج دقيقه ديگر را دربر مي گيرد بلکه زمان حال به معناي دقيق آن مدنظر است، زمان حال به معناي «اکنون»، در زمان حالي از جنس «اکنون» هيچ اتفاقي رخ نمي دهد. لحظه کنوني صرفاً وجود دارد. توالي اين لحظات «اکنوني» به خودي خود چيزي جز پوچي تجسم يافته نيست. زمان حال صرفاً امري يگانه است که چونان عدم هايي که درست مانند يکديگرند وجود دارد. خاستگاه پيچيدگي زندگي شايد برآمده از همين امر باشد که «زندگي پيش پاافتاده است»....
